باسمه تعالی شانه
موضوع بحث:برتری دختران بر لایه های عالم خلقت
سه برتری مهم دختران :
۱ـجوانی:دختر بودن مقارن است با جوانی که دارای دو خصوصیت زیبایی و سلامتی است.
۲ـمونث بودن :که این ویژگی یکی از خواستنیهای عالم خلقت است در تمام طول تاریخ.
زنان ریزشگاه عاطفه اند بنابراین هرگاه صحبت از درددل شود اولین کسانی که یادشان در خاطر انسان زنده می شود مادر خواهر یا همسر انسان است چون در این قشر از جامعه جریان فعالی از عاطفه وجود دارد.
۳ـبکر بودن :به این معنا که هیچ تعدی انسانی و شبه انسانی صورت نگرفته است.
در بحث های عمیق روانشناسی داشته های بکر ویژگی ایست قبل از داشته های جنسی او یعنی حیا.
باکره مستحیی است .از حیا برداشتهای شنیعی می شود که در اینجا معنای اولیه مورد نظر است.کسیکه حیا درد توان پرداختن به بعضی موضوعات را ندارد یعنی حتی تصور آنها را هم نمیکند و همیشه خود را در یک مرز اخلاقی می بیند که غیر بکر نمیبیند .پس بالاترین صفت دختران طبق این تعریف باکره بودن آنهاست.در قرآن نیز از صفات مهمی که برای حوری ذکر شده بکر بودن اوست.
می تواند کسی مرد باشد پیر باشد(زن یا مرد)اما بی ارزد به دختر جوانی که خود را در این مرزهای اخلاقی قرار نداده است.
دختران موجودات یگانه ای در میان انسانها هستند. هم زنان وهم مردان به این موضوع از دو جنبه ی جسمی و روانی معترفند.از لحاظ روانی دختران شخصیتهای شکل نیافته ای دارند پس این نیز یکی از دلایل برتری آنهاست.
حال این قضیه مطرح است که چه کسانی می توانند خود را همپای این گروه بدانند ؟
قاعده ی کلی که در اینجا وجود دارد عبارتست از اینکه هر کس بتواند هستی دختران را مصرف نکندو قدردانی کند لیاقت او را دارد مانند خانواده.هرگاه دختری در خانواده قرار گیرد به مثابه آنست که در جایگاه واقعی خود است و در امنیت کامل به سر می برد چون خانواده در مسند مصرف نیست بلکه مصرف میشود .
گروه دیگری که طی آزمایشات روانشناسی تصفیه شده اند گروه آموزشی جامعه است .آنجا نیز دختران مصرف نمیشوند بلکه مدرج شده درجه شان بالاتر می رود.
حال کجاست که بیشترین قدر دانی از دختر به عمل می آید؟
آن مسند تنها مسندی است که در ارتباط با بی عیب و نقص ترین مرکز عالم وجود است و او خداوند است. خنواده و مراکز آموزشی در رابطه ی طولی با خداوند قرار دارند.
تعبیر یکی از عرفا آنست که هرگاه سجاده های دختران پهن شود نور ساطع میشود چون بهترین خلقت خدا به اطاعت خدا برخاسته(این قضیه رابطه ی سلبی و اثباتی نیست که فمنیستی شود که بگوییم پسران نمی توانند به این درجه برسند .نگاه ما نگاه مدرج است)
وقتی بهترین در کنار بهترین قرار گیرد از او قدر دانی میشود.
پیامهای اخلاقی اجتماعی فردی و ... این مطلب بسیار زیاد است. مثلا یکی از پیامهای این بحث اولیه آنست که کسانی که می خواهند دختران را مصرف کنند زیادند ولی میتوان کسانی را هم پیدا کرد که قدر این جواهرات گرانبها را بدانند .مراحلی که در ازدواج وجود دارد اعم از رضایت پدر یا جد و دیگر مراحل همه برای آنست که بهترین در کنار بهترین قرار گیرد . می گوییم بهترین چون دارای بهترین صفت است.
حضرت معصومه در بهترین مسند قرار داشت . دختر امام خواهر امام و عمه ی امام بود.منزلت.مسند نیست.ایشان خود بالاترین درجه ی منزلت را داشتند در حالی که در بهترین مسند قرار داشتند.
سوالی که بسیار مطرح می شود آنست که چرا حضرت معصومه ازدواج نکرد؟
جواب آن هم در همین سه شاخص است .ایشان هم جوان هم خانم و هم بکر بینظیر زمان خود بودند. پس می بایست بهترین در کنار بهترین قرار گیرد و عدم ازدواج ایشان نوعی پیام سیاسی بود مبنی بر عدم وجود همپایه برایشان.
عده ای افراد به حضرت رضا (ع) گفتند:ما بهترین را برای خواهرتان پیدا کردیم.حضرت فرمودند او چه کسی است که من که ولی فاطمه ام (ع) او را نیافته ام.
یکی از بالاترین صفاتی که حضرت معصومه(س) داشتند این بود که بسیار بلند نظر بودند. این مطلب با طرح قیاس مع الفارقی روشن میشود:
به ایشان گفتند چرا ازدواج نمیکنید فرمودند: کار مهم است ولی به دست خداست.
در منابع داریم که ایشان بسیار زیبا بودند و رقابت شدیدی بین اعراب برای ازدواج با حضرت وجود داشت.باز به ایشان گفتند:جوانی شما تمام شد زیبایی تان تمام شد ازدواج نمی کنید؟وایشان باز می فرمودند کار دست خداست.
مراد از طرح این مسئله آنست که قضیه ی ازدواج برای ایشان مهم بود ولیکن از عدم ازدواجشان ناراحت نبودند یعنی دغدغه نداشتندو مدیریت زندگی خود را به خدا واگذار کرده بودند .
شما میتوانید خوبیهای اطرافتان را شناسایی کنید ولی منتظرش نمانید . مدیریت زندگی شما به عهده ی خداست تا یکی یکی به شما ابلاغ کند.
دختر با تمام ویژگی هایش اگر درگیر این و آن شود همین سرمایه های اولیه اش را از دست میدهد.
شما حتی ممکن است برایش تلاش کنید ولی منتظرش نمانید.هرگاه زن پذیرفت که فردی مناسب اوست اگر مطمئن شد که مصرف نمیشود میتواند به او بگوید ولی این موارد بسیار کم است. به هر حال شما تلاش خود را کرده اید ولی منتظر نمانید.
دغدغه ی اصلی ما ارتباط با خداست پس باید تمام تلاش خود را مصروف آن کنیم.
در پایان از خداوند می خواهیم ما را در رسیدن به بهترین درجه ای که برایمان ممکن است هدایت فرماید.
وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین
